لوگونا

رزمندگان مقاومت چگونه حماسه‌ساز شدند؟/ فروپاشی لانه عنکبوت

۲۴ مرداد ۱۳۹۶

۱۱ سال پیش در چنین روزی رزمندگان مقاومت طعم تلخ شکست را به متجاوزان صهیونیست چشاندند تا اظهارات سیدِ مقاومت درباره «سست‌تر بودن صهیونیسم از لانه عنکبوت» را در مقام عمل به منصه ظهور برسانند.



لبنان

رامین حسین آبادیان:
روز ۱۴ آگوست یادآور یکی از پیروزی‌های شیرین و به یادماندنی برای محور
مقاومت در منطقه به طور عام و حزب الله در لبنان به طور خاص محسوب می شود.

در این روز رزمندگان مقاومت حاصل ۳۳ روز قتل و کشتار و تجاوزِ اشغالگران
صهیونیست را بر باد دادند و موفق شدند آن‌ها را از جنوب لبنان به عقب
برانند. این دستاورد آنقدر بزرگ و ارزشمند است که با وجود گذشت ۱۱ سال،
همچنان از آن به عنوان یکی از توفیقات فراموش نشدنی مقاومت در برابر
صهیونیسم یاد می شود.

نیروهای مقاومت لبنان در جریان نبرد خود با رژیم صهیونیستیِ تا دندان
مسلح، ضربات مهلکی را به آنها وارد کردند؛ ضرباتی که صهیونیست‌ها هیچگاه
تصور نمی کردند که در طول جنگ به آنها تحمیل شود. اقدامات قهرمانانه
فرزندان مقاومت علیه متجاوزان صهیونیست، درس خوبی برای این رژیم نامشروع
بود تا بدانند که دوران «بزن در رو» دیگر تمام شده است.

رژیم صهیونیستی در ابتدا مدعی شد که به دلیل اقدامات حزب الله لبنان در
مرزهای مشترک این کشور با سرزمین های اشغالی و همچنین به اسارت گرفتن تنی
چند از نظامیان این رژیم، دست به تجاوز نظامی آشکار به جنوب لبنان زده است.

این در حالی است که تمامی کارشناسان و تحلیلگران منطقه ای معتقدند که
هدف اصلی صهیونیست‌ها از تجاوز نظامی آشکار به جنوب لبنان نابودی مقاومت و
یا تضعیف آن بوده است. البته مسأله شکست مفتضحانه و ننگین صهیونیستها از
حزب الله لبنان در سال ۲۰۰۰ را نباید فراموش کرد؛ زمانی که رزمندگان مقاومت
موفق شدند به اشغالگری صهیونیستها در جنوب لبنان پایان داده و آنها را
وادار به عقب نشینی از این منطقه کنند.

به همین دلیل، می توان گفت که رژیم اسرائیل با تجاوز وحشیانه به جنوب
لبنان دو هدف عمده را دنبال می‌کرد؛ یکی نابودی مقاومت و دیگری انتقام جویی
از شکست مفتضحانه در سال ۲۰۰۰.

جنگ  «۳۳ روزه» به کشته شدن بیش از ۱۶۰ نظامی و شهرک‌نشین صهیونیست و همچنین زخمی شدن حدود ۵ هزار نفر از آنها منجر شدرژیم
اسرائیل برای بازیابی هیمنه ازدست رفته خود در سال ۲۰۰۰ وارد جنگی نابرابر
با حزب الله لبنان شد، اما نه تنها در تحقق این هدف خود موفق نشد، بلکه به
ابهّتی که از آن دم می زد نیز ضربه مهلکی وارد شد. 

با وجود اینکه اکنون بیش از ۱۰ سال از پایان آن جنگ سپری می شود، کمتر
کسی حتی در میان مسئولان رژیم اسرائیل پیدا می شود که از پیروزی تل آویو در
آن نبرد سخن بگوید. نبرد موسوم به «جنگ ژوئیه» یا «۳۳ روزه» در نهایت با
به هلاکت رسیدن بیش از ۱۲۰ نظامی صهیونیست و کشته شدن بیش از ۴۰ شهرک نشین
پایان یافت.

در این جنگ همچنین حدود پنج هزار نظامی و شهرک نشین صهیونیست نیز به شدت
مجروح و در موارد بسیاری با معلولیت مواجه شدند. همین تلفات گسترده و بی
سابقه در صفوف صهیونیست‌ها موجب شد تا آنها به این نتیجه برسند که در واقع
با یک ارتش مسلح درگیر هستند تا یک گردان نظامی کوچک.

درهمین ارتباط، «سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب الله لبنان در جریان آخرین
سخنرانی خود گفت: «جنگ تموز نمونه ای از فداکاری های مردان ما را نشان داد
که مانند کوه در برابر صهیونیستها ایستادگی کردند اما صهیونیستها مانند
موش از مقابل آنها در جریان جنگ ۳۳ روزه می گریختند.

معادله این جنگ معادله انسان مقاوم و مومن است.هر نیروی صهیونیست که وارد خاک لبنان شود شکستی سخت تر از شکست سابق خواهد خورد».

طبق آمار منتشر شده از جنگ ۳۳ روزه رژیم صهیونیستی علیه حزب الله لبنان،
بالغ بر حدود چهار هزار موشک کاتیوشا به مناطق شمالی و مرکزی سرزمین‌های
اشغالی اصابت کرد. این در حالی است که کارشناسان اقتصادی بر این باورند که
جنگ ۳۳ روزه مبلغی بالغ بر ۲۵ میلیارد شیکل خسارت اقتصادی روی دست تل آویو
گذاشت. 

در همین ارتباط، «موشه  کاپلینسکی» نایب رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی
در سخنانی می گوید: «ارتش اسرائیل در طول جنگ ژوئیه هیچ کار مفیدی انجام
نداد. ما مأموریت خود را به خوبی انجام ندادیم. ما نتوانستیم موشک‌ های با
برد کوتاه حزب‌الله را ساکت کنیم و ۳۳ روز در برابر یک حزب مبارزه کنیم. ما
به گونه‌ای رفتار کردیم که  تردیدهای زیادی در رابطه با قدرت ارتش اسرائیل
ایجاد شد».

اگر اسرائیل در آن روز به اهداف خود دست
یافته بود، بدون شک دامنه تجاوزگری های خود در منطقه به ویژه علیه محور
مقاومت را بیش از پیش توسعه می‌داد 
پیروزی نیروهای مقاومت در برابر
رژیم صهیونیستی موجب ایجاد حاشیه امنی برای محور مقاومت در منطقه شد. از
سال ۲۰۰۶ تاکنون رژیم صهیونیستی به خود اجازه ورود مستقیم به هیچ نبردی
علیه محور مقاومت در منطقه را نداده است و این مسأله بدون شک مرهون سلسله
دستاوردها و توفیقاتی است که رزمندگان مقاومت ۱۱ سال پیش محقق کردند.

اگر رژیم اسرائیل در آن روز به اهداف از پیش تعیین شده خود دست یافته
بود، بدون شک دامنه تجاوزگری های خود در منطقه به ویژه علیه محور مقاومت را
بیش از پیش توسعه می‌داد تا به اهداف بیشتری دست پیدا کند.

ازهمین روی، اگر می بینیم که امروز تمامی بازیگران محور مقاومت بدون
ورود به یک جنگ مستقیم تمام عیار، به تدریج بر قدرت دفاعی و بازدارندگی خود
می افزیند، این دستاورد مرهون جانفشانی ها و فداکاری هایی است که در سال
۲۰۰۶ و در جنگ ژوئیه توسط فرزندان حزب الله به نمایش گذاشته شد.

افزون براین، جنگ ۳۳ روزه به افسانه شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی برای
همیشه پایان داد و به ملت های منطقه ثابت کرد که صهیونیست‌ها برخلاف آنچه
که ادعا و القاء می کنند از قدرت شکست ناپذیری برخوردار نیستند؛ اما برای
شکست‌شان «مقاومت مسلحانه» تنها راهکار است.

بدون تردید، پایان افسانه شکست ناپذیری رژیم اسرائیل یکی از دستاوردهای
مهم نیروهای مقاومت به شمار می رود. پس از آن شکست، روحیه بسیاری از
نظامیان و فرماندهان نظامی ارتش رژیم صهیونیستی ازهم پاشید؛ به گونه ای که
برخی اخبار در آن زمان از وقوع درگیری و مشاجره میان فرماندهان نظامی تل
آویو درباره جنگ و اتهام زنی آنها به یکدیگر پیرامون نتایج جنگ، حکایت
داشتند.

حزب الله به ملت‌های منطقه ثابت کرد که با مقاومت مسلحانه می‌توان در برابر یک رژیم تا دندان مسلحِ مورد حمایت شرق و غرب پیروز شداین
درحالی است که پس از جنگ ۳۳ روزه بر قدرت و هیبت حزب الله لبنان بیش از
پیش افزوده شد. همانگونه که گفته شد، حزب الله لبنان به ملت های منطقه ثابت
کرد که با تکیه بر مقاومت مسلحانه می توان در برابر یک رژیم تا دندان مسلح
که از سوی شرق و غرب حمایت می شود، پیروز شد.

محبوبیتی که رزمندگان مقاومت پس از این جنگ به دست آوردند به هیچ وجه
قابل مقایسه با محبوبیت آنها پیش از جنگ ژوئیه قابل قیاس نیست. حزب اللهی
که روزی صهیونیستها به دنبال نابودی کردن آن و یا حداقل به انزوا کشاندن آن
در داخل و خارج از مرزهای لبنان بودند، به چنان محبوبیتی دست یافت که
توانست در سایه آن قدرت دفاعی و بازدارندگی خود در منطقه را دهها برابر در
مقایسه با سال ۲۰۰۶ افزایش دهد.

 همانگونه که پیشتر ذکر شد، صهیونیستها پس از شکست سنگین در سال ۲۰۰۶
تاکنون جرأت ورود به هیچ نبرد مستقیمی با محور مقاومت را نکرده اند. اما با
این حال، هرازچند گاهی برخی زمزمه ها توسط بعضی از مسئولان این رژیم مبنی
بر لزوم نابودی مقاومت از طریق راهکار نظامی به گوش می رسد.

در این خصوص باید گفت که قدرت نظامی و دفاعی حزب الله لبنان در مقایسه
با ۱۰ سال پیش دهها برابر افزایش پیدا کرده است. طبق اعلام فرماندهان
صهیونیست، حزب اللهی که در پایان جنگ ۳۳ روزه کمتر از ۱۰ هزار موشک داشت
اکنون بیش از ۱۰۰ هزار موشک در اختیار دارد که می تواند یکی پس از دیگری در
اراضی اشغالی فرود آید.

این درحالی است که بسیاری از مواضع استراتژیک رژیم اسرائیل و زرادخانه
های هسته ای آنها در تیررس نیروهای مقاومت قرار دارد. بنابراین،
صهیونیستها، خود نیز به خوبی به این واقعیت واقف هستند که در صورت وقوع
هرگونه جنگ جدید علیه مقاومت در جنوب لبنان، نه تنها ضربات سختی متحمل
خواهند شد، بلکه موجودیت آنها نیز با خطر بسیار جدی مواجه خواهد شد.

درهمین راستا سید حسن نصرالله تأکید می کند: «حتی تندرو ترین صهیونیستها
بر ممانعت از وقوع هر جنگی با لبنان بیم دارند و از آن دوری می کنند و می
گویند تنها زمانیکه هیچ گزینه دیگری وجود نداشته باشد این گزینه قابل بررسی
است.

آنها می دانند که در لبنان قدرتی است که اگر مثلث طلایی(مقاومت ارتش
ملت) در برابر آنها قرار گیرد هزینه جنگ برای آنها بسیار بسیار زیاد خواهد
بود. آنها از هزینه های حتمی این جنگ و پیروزی احتمالی و غیر حتمی سخن می
گویند.

ما در جهانی زندگی می کنیم که تنها قدرتمندان را به رسمیت می شناسد و
استخوانهای ضعفا در این جهان زیر بار ظلم می شکند». وی در ادامه گفت:
« تصمیم اسرائیلی ها مبنی بر خالی کردن اراضی اشغالی از کانتیرهای حاوی
آمونیاک در حیفا نشان دهنده ترس آنها از قدرت مقاومت و احترام به این قدرت
است البته دشمن صهیونیست باید فکری به حال راکتور دیمونا نیز کند چرا که از
کانتیرنهای حاوی آمونیاک خطرناک تر است».

خبرگزاری مهر